دو نامه

می‌دونی، دلم می‌خواد ببینمت. خوب می‌دونی چه‌قدر دلم می‌خواد ببینمت. به جاش دیشب که گشنه و یخزده تو سنگر خوابیده بودم خوابت رو دیدم.

دلم می‌خواد یکی تا ته جورجیا بره و به بابا ننم بگه که توی یه سنگر این سر دنیا افتاده‌ام و سر تا پام را خون گرفته و فقط یه چیز می‌دونم: فردایی در کار نیست.

همین‌جا چالم می‌کنند.

گاهی از خودم می‌پرسم مگه من چی کار کردم؟ تا جون داشتم زورم رو زدم بابای خوبی باشم. بعد از خودم می‌پرسم من نباشم کی هوای بچه‌هام رو داره؟ آره بچه‌ها، اون سر دنیا گیر کرده‌ام، ولی دلم می‌خواد دنیا یه چیزی رو بدونه: من دیگه نیستم.


نه وقتی مانده، نه آینده‌ای و نه جایی که پنهان شویم: لحظه‌ای دیگر در کار نیست. پرده آخر است این شاید. همه‌مان داستان را شنیده‌ایم و می‌دانیم: دست آخر همه‌مان دم در مرگ مهمانیم. چه آسان می‌شود از مرگ پرسید و چه سخت می‌شود فهمیدش.

فردایی در کار نیست. تنها امروز را داریم.

اینها برگردانهای آزاد دو آوازند که دومی آواش را از اولی برداشته است.

اولی نه پیرایه دارد نه نام نه نشان، و اگر موسیقی سول آمریکای دهه ۶۰ را نشناسید پیداش نخواهید کرد. دومی نه یک نام که دو نام نشاندار دارد و آواش به نسبت اولی پر از فرهیختگی و پیچیدگی فنی است.

و من اولی را خوشتر دارم.

Advertisements

یک دیدگاه

  1. سربازها که احمق ترینن و کلا اونایی که کارشون با تفنگ و کلاش و توپ و تانک هست آدمای مفت خوری هستن که خودشون رو بیش از حد جدی گرفتن

    • داستان آن آقا درباره جنگ ویتنام است. در آن سالها سربازی در ایالات متحده اجباری بود.

      • اژدها . بازم فرقی نمیکنه. تو الان اگه سربازی هم رفته باشی اگه از امریکا بخوای بری اروپا نیاز به ویزای اروپایی داری و بخوای برگردی دوباره نیاز به ویزای امریکا داری مگر اینکه پدر و مادرت هیچکدوم ایرانی نباشن.حالا شهروند امریکایی بودنت اینجا بیشتر معلوم میشه و متوجه میشی که گهگداری باید به جمهوری اسلامی هم فحش داد هرچند که تا حالا از نزدیک ندیدی.
        جوات ، این بابک دیگه خیلی لوس شده دیگه ازش خدافظی کردم سلام برسون

  2. «برگردانهای آزاد»
    من عاشق این ژانر هستم، اقتباس آزاد
    آزادِ آزاد ، یله ی یله در حد منفجرزدگی
    خودمم در سال یکی دو نوبت چیزایی به ذهنم برسه در همین بستر مینویسم

    • اژدها جونتر که بود پر شور تر مینوشت نمیدونم به خاطر خانم ها بود که دور و اطرافش زیاد بودن یا اینکه از جوانی به دوران میانسالی نزدیک شده.

  3. هر دو را دوست داشته ام همواره ، اما به گمانم حق با شماست با این تصویر که اولی واقعی ست. دردی واقعی و دومی درد روشنفکری با همه شانی که دارد چون اولی یگانه نیست.


دیدگاه‌بازی

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s