زورواژه

واژه چگونه تهی می‌شود؟ نخست با زور:

دستگاههای امنیتی ایالات متحده، روسیه، بریتانیا، فرانسه و سوریه در کنار جنگلی گرد هم آمدند به هم‌چشمی که کدام برترند. گفتند پنج خرگوش می‌آوریم و هر بار که یکی را در جنگل رها می‌کنیم، گروهی از دستگاه امنیتی یک کشور را پی آن می‌فرستیم. آن کشور که زودتر خرگوش را یافت برترین دستگاه امنیتی دنیا است.

نخست آمریکایی‌ها به دنبال خرگوش رفتند. ماهواره و هواپیمای بی‌سرنشین و دستگاه خاک‌شناس و هزار دستگاه دیگر آوردند و پس از یک ساعت باز آمدند که خرگوش؟ کدام خرگوش؟ خرگوشی در کار نیست و نبوده است. سپس روسها دست به کار شدند. با چند گرگ و یک گاری گوشت و یک دو سر بریده شیر. پس از دو ساعت با خرگوشی باز گشتند. خرگوش که نه. لاشه‌ای که به خرگوش می‌ماند. انگیلیسی‌ها با پول و چند موش خرما آمدند که می‌گفتند در بارگاه ملکه به آنها می‌گویند خرگوش. پس از چند ساعت نیمی از جنگل را به آتش کشیدند و گفتند خرگوش در آتش‌سوزی مرده است و چه بهتر. فرانسوی‌ها رفتند و پس از نیم‌روز با خرگوشی باز گشتند. خود ولم نکن می‌خواندند و تلوتلو می‌رفتند و خرگوش انگار بشقاب پرنده دیده باشد چشمهاش دو دو می‌زد.

دست آخر سوریها به دنبال خرگوش رفتند. نیم‌روز گذشت. یک روز گذشت. دو روز گذشت و باز نیامدند. دیگران شال و کلاه کردند سوریها را پیدا کنند که دیدند با خرسی خونین و مالین پیداشان شد؛ یکی با زنجیر می‌کشیدش؛ یکی لگدش می‌زد و دیگری با چوب بر سرش، و خرس فریاد می‌زد، «من خرگوشم. آره من خرگوشم. خرگوش، خرگوش منم. من. من.»

پس از آنکه واژه تهی شد چه می‌شود؟

Advertisements

یک دیدگاه

  1. در این داستان آن چند نفر دیگر هم خرگوش اصلی را نیاورده اند هرچند که به نظر می رسد ساختار معنای خرگوش بودن را آنچنان خراب نکرده اند شاید بر اساس توافقی پنهان بر سر تعریف خرگوش. با این همه می دانیم اینها هم از پس قصه برنیامده اند اگرچه با قدرت بیشتری عمل کرده باشند.

    به جز سوریها خرگوش بقیه از زبان خودش چیزی نمی گوید و خرسی که در دنیای واقعی حرفی نمی زند را سوریها به حرف واداشته اند.
    بنابراین اگر قرار است واژه از حرف خالی شود نیاز به زور خالی نیست. نیاز به خرسی هم هست که بپذیرد و بگوید من خرگوشم و شریک این بازی شود. حکومت زوردار که نمی تواند خودش به تنهایی معنی ها را تغییر دهد. باید جمعی زورپذیر شریکش شوند و از این شراکت سهمی ببرند.
    با این تعبیر آن چیزی که خرس را به حرف وا می دارد اختیار است یا زور و اجبار؟
    شاید هم زور در شرایطی خاص حاکم است.
    نمی دانم . گیجم و شاید از مسیر اصلی خارج.

    جدای از این صحبت ها کلی کیف می کنم از خواندن نوشته ها و داستان های شما که یک کلمه اضافی هم در آن پیدا نمی شود و همه چیز تمام است.


دیدگاه‌بازی

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s