لالایی

Advertisements

یک دیدگاه

  1. آهنگ مرا پرتاب کرد به تصویر دوستی میانسال با انبوهی ریش سپید وخانه ای گرم و صمیمی.
    در دورهٔ خاصی از زندگی ام بودم و در برزخی که می دانستم از آن عبور خواهم کرد.
    در جوارش جدای از هم صحبتی ها یا ساعت ها به سکوت می گذشت و یا گروهی می آمدند و تنبور می نواختند و به آسمان هفتم می بردندت.
    موسیقی مورد پسندش چون این آهنگ بود.
    حالا او در هند و نپال زندگی می کند و سرخوش است و هرکدام از آدمهای آن روزگار در سویی.
    خواسته بود بروم به دیدارش. نرفتم. این آهنگ انگار گفت: برو.

  2. حرف دلی هم اضافه کنم.
    وقتی کامنت گ ک ب را خواندم لبخند زدم.
    با خودم فکر کردم که چقدر این جهان به مهربانی نیاز دارد.
    گ ک ب با همهٔ بالا و پائین هایش باهوش و دوست داشتنی است و روح بامزه ای دارد.
    زمانی که مرا با حرفهای آنچنانی می نوازد، ریزریز می خندم. آدمها فهمیدنی اند به گمانم.
    و از آنجائیکه گربه دوست و گربه شناس قابلی هستم فهمیدنی تر.

  3. برای من هم گ ک ب که بهش می گفتم کی جی بی، شاید برای باهوش بودنش؟ دوست داشتنی بود. یکی 2 باز هم بهش گفته بودم تا اینکه
    he shat in his own cereal

  4. بابک عزیز, متشکرم از توجه شما به نوشته ام.

    با همۀ اینکه معنی احترام گذاشتن را می فهمم, به این هم فکر می کنم که واقعآ چه اهمیت دارد چهار جملۀ آدم مقابل که شاید در وضعیتی خاص بیرون داده شده است.
    به هر حال که ظاهرآ دل ایشان برای شما تنگ شده است. جوات هم به کمک نیامده است. من هم که نقش فنی جوات را نمی توانستم بازی کنم اما نقش مادر ترزا را چرا.
    هاها.

  5. من کامنت شما را نخوانده بودم زمانی که داشتم دیدگاهم را می نوشتم.
    روح پدرتان شاد.


دیدگاه‌بازی

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s